مجرمان محرم

حسین که کشته شد. سرش را در شهری و تنش را در شهر دیگر هم آغوش خاک کردند. غریبانه جنگید و از صحنه ی روزگار محو شد...خیلی غیرتی هستی؟ بگو نشد.

ما ماندیم و نسل هایی بی ذوق از بودن؛ جز آنهایی که در جوانی هم خواب های خاطره انگیز داشتند. همه افسرده و دلمرده به امید بهتر شدن.

ما ماندیم و جهانی که کم کم دارد باور میکند برای نفس کشیدن قربانی میخواهد. برای دینمان انسانها و برای بطنمان حیوان ها را سلاخی کردیم. ما ماندیم و دخترانی از جنس فاحشه که در کنار دسته های زنجیر زنی سمفونی مرگ را گوش میکنند. بدت آمد؟ روشن فکری؟ باشد. فاحشه نه. دخترانی از جنس خود نمایی؛ دختران عصر جدید.

ما ماندیم و اورانبوتان های دسته های عزا داری که لخت و عور سینه میزنند و نعره میکشند و نماز خوانده و ناخوانده میروند.

روحی که خدا در ما دمید همان به که نمیدمید. نه بر نفس خود غالب؛ نه بر سرنوشت خود عالم؛ گیج.

بیخیال... خودت را جمع کن دنیایت پیشکش.

چ گلی به سر روزگار زدی که نغمه ی شاکیانه مینوازی؟

/ 2 نظر / 10 بازدید
پیمان

سلام، چطوری تو؟ خوبی؟ منم خوبم خداقوت_پیمان