تقدیر

به برکه ی گل آلود گوشه ی خرابه ای دور افتاده حامل چند برگ خشکیده از روزگاران بهاری میمانم.

که هر دم آفتاب ظهر گاه خرداد ماه از حاشیه ی خشکیده اش ثانیه به ثانیه ساحلی نو را میزاید و به مرکز پیش میرود.

من بهت زده گذر روزگار و ظراوت تو را میبینم و تو, بی تفاوت تفاخر به بلوغ و زایش افروختگی گونه هایت میکنی.

چه تلاطمی در من آویخت بوی عطر یاس چکمه های تو...

سر به زیر افکندم و گفتم: یا خیر حبیب و محبوب صل علی محمد و آل محمد.

دعای عارف سوخته دل بود در هنگام دیدن نامحرمان برای پرده داری دل در پیشگاه محبوب حقیقی. آموخنه بودم که در دیدنت بخوانم.

اما ...

سکوتم. ای کاش درونم. بغض گلویم. صبرم. اضطرابم.

همه به کنار. میگذرد...

اما...

این جملات نا تمام بعد از اما...

خیلی آزار دهنده است...

خیلی. کاش لااقل برای اما هایم پادزهری , مرهمی, استادی, ذکری, زهری , روزنه ای یافت میشد...

آری صبر جمیل زیباست اما ...

/ 1 نظر / 12 بازدید
ملت بلاگ

با ياري حق تعالي و سپاس از تيم قدرتمند ملت بلاگ و به شکرانه سال اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملي و جهاد مديريتي توانستيم با افتخار سرويسي در خور شأن ملت ايران در جهت هر چه شکوفا شدن فرهنگ غني و بي بديل فارسي زبانان در سراسر دنيا بنا نهيم و به خود مي باليم که ميزبان ملت ايران در امر وبلاگ نويسي هستيم.