رخوت

 

یه بعد از ظهر سگی.

پنجشنبه عصر. دانشگاه صنعتی اصفهان. روی چمن ها کنار آب. تنها تنها تنها . . .

همین قدر میدونم اگه نبود هوا خیلی توپ بود . . .

یه کم بغض میکنه. یه کم، کم میاره . چرا امروز تاریکه . خورشید که تو آسمونه. آروم به خودش میاد سرش سنگینه. بچه ها خوشن. امتحانا تمومه. قرار گذاشتن. هر کی با یکی. بمونن و بی استرس خوش باشن.

میخوام برم. کجا؟ خونه! برم که چه؟

نه میمونم. کجا؟ خوابگاه. به خودم میلولم . عصبانی میشم. بمونم که چه؟

یه لحظه به خودم میام. تو میتونی، بر میگردی کمر دردو میشکونی. فکرهای منفی سر میشن. تو هیییچچچچی نیستی. همین الانشم شکستی...

برمیگردم. بچه ها شادن. امتحانا تمومه. من میرم. کجا؟ خوشحال میشم. خدا منو دوس داره و گرنه درد نمیداد!!!

ناراحت میشم کدوم خدا!! یاد مادر میافتم. آخرین نگاش. تو خونه کوچیکه. ملتمسانه.او هم تنها بود.نه!!!

بغضم میگیره. میام بترکم. آروم میشم خدا با منه. محکم باش. شاد میشم. فکرای منفی میان. سر میشن. سرمو میکنن زیر آب میخوان زهر چشم بگیرن. دفعه آخرت باشه . . .

میشکنم. آروم گفتم خدا . . . خواهش میکنم. خواهش میکنم. من دیگه نمیتونم.

قلبم میزنه. بچه ها خوشن. تیکه میندازن. مث همیشه. متوجه نیستن. وگه نه نمینداختن!!!

شاد میشم. خدا میاد. خودش گفته. خودش خواسته. خودش داده. خودش نداده.

اگه نیاد. میترسم. میشکنم. تنها میشم . فکرهای منفی .. .

اه. از کجا فهمیدن من شادم. بازم اومدن. مادر، تنها، نگاه آخر. چند سالش بود. 35

میتونست فکر دماغ عمل کردن باشه!! میتونست فکر مبلمان باشه. فکر ازدواج داداش.

فکر بودن. زیستن.

چرا سرد بود. درد. درد بی کسی . . .

شرمنده میشم. فکر کنم تاوانه . . .

نگاه آخرش. زل زد تو چشام. کاری از دستم بر نمی اومد. اما مطمئنم.. . مطمئن.  نگاه نمیکرد .اگه میدونست، بار اون نگاه یه عمر رو دوشمه. یه عمر . . .

اون پنجشنبه. بعدیش بعدیش بعدیش بعدیش بعدیش . . .

/ 2 نظر / 5 بازدید
3رتق

هووووومممم... یه دانشجوی دلزده و سرد از زندگی تو شهر ما!!... خدا میگه تورو دوست دارم از این بابت دردت میدم... درد... کلمه جالبیه!! بی خیال. شاد باش[لبخند][گل]

3رتق

راستی لینکت کردم[چشمک]